دلتنگی های من
خدایا تو قلب مرا می خری؟
به خودم قول داده ام که به هوای هیچ آدمی حوایی نشوم.
نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت
1:25 توسط نازنین| |
نمی دانم چرا می گویند از این ستون به آن ستون فرج است وقتی روی
تمام ستون ها نوشته اند که بر نمی گردی
نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت
2:27 توسط نازنین| |
این روزها سکوت می کنم نه برای حرف نزدن نه برای نگفتن برای اینکه
این روزها واژه ها را گم کرده ام واژه هایم از پس نگاه تو خلق می شد
واژه هایم وقتی واژه می شد که تو می خندیدی که تو بودی ،حالا که
نیستی ....
پ.ن: راستی از کجا می شه واژه خرید؟ آخه از این همه سکوت دارم خفه می شم.
نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت
23:48 توسط نازنین| |
چقدر، منتظرشم ، که شاید از این عشق ، سراغی بگیری!
کجا ، کی ؟ کدوم روز؟ / منو با تمام دلت میپذیری؟!
پ.ن: بخشی از ترانه ی دلم تنگته ی معین.چقدر با این ترانه دلم تنگ شد.
نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت
2:32 توسط نازنین| |
انگار این روزها تمام درها به سمت کوچه ی علی چپ باز می شوند
چرا که نه هیچ دری می شنود نه هیچ دیواری
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391ساعت
1:38 توسط نازنین| |
| Design By : Night Melody |


